تبليغاتX

تقدیم به آنکه دارمش دوست *** تقدیم به آنکه قلبم از اوست *** اگر مهتاب از تن برکند پوست *** جدا هرگز نگردد یادم از دوست

ღ♥ღ عاشقم من ღ♥ღ

ღ♥ღ عاشقم من ღ♥ღ
شنبه 29 تیر1387
زنده یاد خسرو شکیبایی

 درگذشت هنرمند توانمند سینمای ایران

خسرو شکیبایی

  را به عموم مردم ایران تسلیت عرض میکنیم

روحش شاد و یادش گرامی

 سفر از فرش به عرش برای همگان است


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:32 توسط : سارا
جمعه 21 تیر1387
یادت بخیر

 آسمان رنگ شب یلدا گرفت

یاد تو آمد به قلبم جا گرفت

 تا سحر غم با دلم همخانه بود

از فراق تو دلم دیوانه بود

  یاد تو چندیست مهمانم شده


خاطراتت آفت جانم شده


 هرچه میگویم سخن از یاد توست

در سکوت من فقط فریاد توست

 بیا ای نازنین ماه شب افروز

بکن این شام هجران مرا روز

 بهار عمر طی شد ز انتظارت

بیا کز دوریت سوزم شب و روز

 ای صمیمی ای دوست

گاه بیگاه لب پنجره ی خاطره ام می آیی

 ای قدیمی ای خوب

تو مرا یاد کنی یا نکنی

 من به یادت هستم

آرزویم همه سرسبزی توست

 دائم از خنده لبانت لبریز

دامنت پر گل باد

 زندگی را از نخست برای من بد ترجمه کرده اند

زنگی را یکی مرگ تدریجی نام نهاد

 یکی درد درمان ناپذیرش خواند

و سرانجام یکی رسید و گفت:

 زندگی به تنهایی ناقص است

تا عشق نباشد زندگی تفسیر نمی شود

 تو دریایی و من موجی اسیرم

که می خواهم در آغوشت بیمرم

 بیا دریای من آغوش برکش

که می خواهم در آغوشت بمیرم

 هرگاه که دفتر محبت را ورق زدي

هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي

 هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي

براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود

 نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو:

يادت بخير


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:45 توسط : سارا
سه شنبه 4 تیر1387
روز مادر

 تهنیت بادا که روز مادر است

 روز میلاد گل پیغمبر است

 تو ای هميشه غم خوارم تو ای مطرح ترين يارم

 به نام نامی مادر هميشه دوستت دارم

 مــــــــــــــــــــادر

 غم گسار جاودانی

 چشمه سار مهربانی


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 19:49 توسط : سارا
دوشنبه 3 تیر1387
خاطره

  بمان با من که من بی تو صدایی خسته در بادم

در این اندوه بی پایان بمان تنها تو در یادم

 بلور اشک های من همان آغاز تنهاییست

مرور خاطرات دل عجب تکرار زیباییست

 گرچه دنیا فراموش کند خاطره ها را

تو فراموش نکن خاطر ما را

 گل اگر خشگ شود ساقه ی آن می ماند

دوست اگر دور شود خاطره اش می ماند

 زمان با همه تلخی و شیرینی خود میگذرد

عشق ها می میرند

 رنگ ها رنگ دگر می گیرند

و فقط خاطره هاست

 که چه شیرین و چه تلخ

دست نخورده بجا می مانند


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:56 توسط : سارا
شنبه 11 خرداد1387
غریبانه

ای معنای انتظار یک لحظه بایست

دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست؟

یک لحظه بایست و یک جمله بگو

تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟

 

به جان جوشم که جویای توباشم

خسی بر موج دریای تو باشم

تمام آرزوهای منی کاش

یکی از آرزوهای تو باشم

من از بادم تو از باران

من از موجم تو از ساحل

من از امروز تو از فردا

اگر بادم اگر باران

قسم بر جمع یاران

تورا دوست دارم بی پایان

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:55 توسط : سارا
دوشنبه 30 اردیبهشت1387
ایام فاطمیه

 فاطمیه شور و غوغا میشود

درب سوزان با لگد وا میشود

فاطمیه اعظم تاریخ هاست

 فاطمیه فصل رقص میخ هاست

فاطمیه فصل بیعت با علی ست

جرم زهرا گفتن یک یا علی ست


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:41 توسط : سارا
شنبه 28 اردیبهشت1387
دوست دارم

 هرچه زیبایی و خوبی را که دلم تشنه ی اوست

 مثل گل ٬ صحبت دوست ٬ پرواز کبوتر

  می و موسیقی و مهتاب و کتاب

  کوه ٬ دریا ٬ جنگل ٬ یاس ٬ سحر

  اینها همه یک سو ٬ِ سوی دیگر

 چهره ی همچو گل تازه ی تو

 دوست دارم همه عالم را لیک

 هیچکس را نه به اندازه ی تو

 هرگز به جایی سفر نمیکنم که ندانم کجاست

 زندگی را از سر خواهم گرفت

 باور دارم زندگی زیباست

 چون زندگی من در چشمان تو پیداست

 من دلم تنگ کسی ست

  که به دل تنگی من میخندد

 باور عشق برایش سخت است 

 ای خدا باز به یاری نسیم سحری

 میشود آیا دل به دل نازک من بربندد


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:15 توسط : سارا
چهارشنبه 11 اردیبهشت1387
نوزدهمین بهار زندگیم

 

 ۱۳۶۸شاخه گل سرخ را

به دستان  ۲ فرشته ی آسمانی می سپارم 

تا در روز ۱۱ اردیبهشت

تقدیم به کسی  کنند  که

تک ستاره ی طالع من

به هنگام متولد شدن بود

 نوزدهمین  بهار زندگیم

در کنار تو بهارسیت

        


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:26 توسط : سارا
دوشنبه 2 اردیبهشت1387
چرا رفتی؟.....

 خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد 

نخواست او به من خسته بی گمان برسد

 شکنجه بیشتر از این : که پیش چشمانت

کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد 

 و تو گله ای نکنی بغض خویش را بخوری

که هق هق تو مبادا به گوششان برسد 

 خدا کند که ..... نه..... نفرین نمیکنم 

که مبادا به او که عاشق او بوده ام زیان برسد

 

چه دشوار جدایی دیدن از یار

 

غم بی اعتنایی دیدن از یار 

 

یه روز عاشق میشی میفهمی آخر

 

چه سخت بی وفایی دیدن از یار

 

مرغ عشقم اما سالها

 

بی غزلهای دل آویزم چرا

 

عابر پس کوچه های سرنوشت

 

با غزلهای غم انگیزم چرا

 

شد بهار اما دریغا من هنوز

 

راوی غمهای پاییزم چرا


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:43 توسط : سارا
یکشنبه 18 فروردین1387
.....چو شمع

 

 در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع

 شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع

 

 روز و شب خوابم نمی آید به چشم غم پرست

 بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع

 در میان آب و آتش همچنان سر گرم توست

 این دل زار و نزار اشک بارانم چو شمع

 

 در شب هجران مرا پروانه ی وصلی فرست

 ور نه از دردت بسوزانم جهانی را چو شمع

 سر فرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین

 

تا منور گردد ایوانم ز دیدارت چو شمع


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:38 توسط : سارا
دوشنبه 12 فروردین1387
کی...؟...!

کی مهربونیتو گرفت؟

 

کی دستای عزیزتو تبر برای ساقه کرد؟

 

 کینه رو کی یاد تو داد؟ تو هم شدی مثل همه؟

 

از تن گرم عاشقت کی ساخته یه مجسمه؟

 

نمیشه باورم تویی.....نه.....اینکه چشمای تو نیست

 

تو طاقتت نبود  منو ببینی با چشمای خیس

 

 قد تمومه درد من تو داشتی کهنه مرحمی

 

یه روز بودی مرگ غمم حالا تولد غمی


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:29 توسط : سارا
شنبه 25 اسفند1386
تقدیم به عشق پاکم

 

  

بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند و من آفریدم از عشق جهانی برای تو

 

سلام و خیر مقدم عرض میکنم خدمت شما دوستان عزیز

ممنون ازحضور گرم و پر مهر شما عزیزان در این یک سال

خیلی خوشحالم که توی جشن تولد وبم دوستان عزیزی مثل شما همراهیم میکنن

این پست رو هم اختصاص دادم به نوشتن حرف دلم برای عزیز دلم

ولی سعی کردم شعرهای کوتاهی رو انتخاب کنم تا شما عزیزان رو خسته نکنم

پیشاپیش فرارسیدن سال نو رو هم به شما عزیزان تبریک عرض میکنم

امیدورام سال خوبی پیش رو داشته باشید

مي نويسم ... 


اري ... باز هم مثل هميشه براي تو مي نويسم ...

برای تویی که یک سال مخاطب نوشته های من بودی

تویی که الفبای عشق رابه من آموختی


تویی كه مرا سرگردان دنيای قشنگ عاشقی كردی

تويی كه قلم روان قلبم را به دست دلم دادی تا برای اولين بار برای تو بنگارد

تويی كه ديگرهيچ گاه نمی توانم از كنارت با بی تفاوتی بگذرم

تويی كه چيزی به من هديه كردی تا غمخوار و همدم تنهايی هايم باشد

تويی كه عشقی به من شناساندی تا اميد روشنايی فرداهای تارم باشد

تويی كه فقط تو را از او می خواهم و بس

تويی كه هيچ در وصف مهربانی های بی پايانت نمی يابم 

و تنها حرف و كلامی كه برايت می يابم اين است :


   با تمام وجودم دوستت دارم
   

بی نهایت

 

 با صداقت

 

 تا قیامت

 به گل قسم به عشق قسم  

 

 تو کار دل دو رنگی نیست

 

به گل قسم به عشق قسم

 

 بدون تو نمیشه زیست

 

  

 هرگز ندیدم بر لبی خنده ی زیبای تورا

 

 هرگز نمیگیرد کسی در قلب من جای تورا